يه چيزي توي دنياي رقابت تجاری ما خيلي جالبه و اون هم عجله صاحبان کالاها و خدمات براي حصول نتيجه است؛ دراغلب موارد اگر ايده های رقابتی و طرح های تبليغاتی داخلي رو بررسي کنيم مي بينيم که براساس يک برنامه کوتاه مدت يا نهايتاً ميان مدت پايه ريزي شده اند. اما وقتي کارهاي خارجي رو بررسي مي کنيم هر از گاهي به مواردي برخورد مي کنيم که حاکي از فراغت بيشتر دست اندر کاران تبليغات و بازار سازی از بابت اين موضوع يعني عجله صاحب اصلی طرح يا برنامه تبليغاتي دارد. احتمالاً قضيه جنجال هاي کوکاکولا و پپسي رو زياد شنيده ايد ولي به نظر من يک حرکت کوکاکولا خيلي جالب بود که پپسي هم جوابي در خورش نداشت. هر چند که اصل قضيه چيز جديدي نيست ولي شايد ياد آوري اون باعث تفکر بيشتري روي اين مسايل بشه.
يک مثل بازاريابي هست که مي گه : "مردم بابت تصويري که از کالاها در ذهنشان دارند پول مي دهند، نه خود کالا!"

مقايسه فروش کوکاکولا و پپسي شاهدي است براي اين حرف. تمام نظرسنجي ها حاکي از اين است که به نظر مردم پپسي خوشمزه تر است و طعم دلپذيرتري دارد، اما فروش کوکاکولا که تصوير و جايگاه بهتري دارد، بيش از فروش پپسي است. حالا به يک نمونه از اقدامات خيلي ساده و به نظر بي اهميت کوکاکولا براي حفاظت از تصويرخوبي که در ذهن مصرف کننده ساخته است توجه کنيد:
طبق قانون جهاني کوکاکولا، اگر يک کاميون حمل محصولات اين شرکت در خيابان خراب شود، هيچ کسي حق جابجا کردن و تلاش براي تعمير کردن آن را ندارد. بر اساس اين قانون در صورت خرابي خودروي عامل توزيع، راننده بايد با مسئول ارشد خود در بخش ترابري و توزيع تماس بگيرد، مسئول واحد توزيع به محل خرابي ماشين بيايد و با استفاده از جرثقيل ماشين را بگذارند روي يک تراک حمل بار وآن را به پارکينگ يا تعميرگاه منتقل کنند.
در مورد کانتينر هاي اين شرکت هم اين قانون صادق است، با اين تفاوت که بخش بار (کانتينر) جدا و با استفاده از يک کاميون ديگر به راه خود ادامه مي دهد و کاميون خراب به همان شکلي که گفته شد جابجا مي شود.
اين قانون براي اين است که مبادا درزهن مصرف کننده تصويري از خرابي و واماندگي کوکاکولا نقش ببندد.
+ نوشته شده توسط وحید در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت
0:4 قبل از ظهر |